close
تبلیغات در اینترنت
PARVAZ DAR BIKARAN

ما غافلیم

 

 

روبروی خوابگاه دانشگاه صنعتی شریف (خیابان زنجان)

تعدادی از خونه های قدیمی و مخروبه وجود داشت

که به ذهنمون هم نمی رسید کسی توی این خونه ها زندگی کنه.

یه روز،

مصطفی (شهید مصطفی احمدی روشن،معاون بازرگانی سایت هسته ای نطنز)

دستم رو گرفت و برد کنار یکی از خونه ها.

اون جا یه اتاق خرابه ی نمناک رو دیدم

که به جای در، پرده جلوش آویزون بود؛

یه لامپ معمولی هم جلوی در روشن بود.

این درواقع محل زندگی یه مادر، با سه تا بچۀ قد و نیم قدش بود،

مصطفی با ناراحتی گفت:

«ببین اینا چطوری دارن زندگی می کنن! ما ازشون غافلیم.»

بعد تعریف کرد که چندوقته بهشون سر می زنه

و برنج و روغن براشون میبره.

وقتی هم خودش نمیتونه کمکی بکنه،

چند تا از بچه ها رو میبره تا بهشون کمک کنند.

 

« شهدای علم و اخلاق - ص 18 »

 

 

 



[ شنبه 24 مرداد 1394 ] [ 16:29 ] [ FAEZEH PARHIZKAR ]

صدای اذان در واشنگتن

 

بخش فارسی رادیو آمریکا طی گزارشی 

(در زمینۀ پدیدۀ مهم اسلام گرایی در جامعۀ ایالات متحده)

که با پخش صدای اذان آغاز شده بود گفت:

« این صدایی که مسلمانان را به نماز فرا می خواند

مربوط به خیابان های پرازدحام یا مرکز شهر جاکارتا

یا روستایی در پاکستان نمی باشد.

بلکه این صدای اذان

در خیابان معروف ماساچوست واشنگتن است

که بیشترین سفارت خانه های خارجی را

در خود جای داده است

و از منارۀ بلند مرکز اسلامی واشنگتن

که یکی از قدیمی ترین مساجد آمریکا است

به گوش می رسد.»

« اسلام دینی است که سریع ترین رشد را در جهان دارد

و یکی از کشورهایی که

در آن پیروان اسلام افزایش زیادی دارد آمریکاست.»

 

« عصر امام خمینی - ص 399 »




[ سه شنبه 13 مرداد 1394 ] [ 18:38 ] [ FAEZEH PARHIZKAR ]

نکته ها

 

یکی از ارادتمندان جناب شیخ رجبعلی خیاط می گوید:

شیخ به «استغفار» و «صلوات» خیلی اهمیت می داد

و دریافته بود که این دو ذکر، دو بال پرواز سالک است.

شیخ می فرمود:

« هرکس در طول زندگی زیاد صلوات بفرستد،

به هنگام مرگ،

رسول خدا صلی الله علیه و آله لب او را می بوسد.»

 

« کیمیای محبت-ص 192 »



[ سه شنبه 13 مرداد 1394 ] [ 18:27 ] [ FAEZEH PARHIZKAR ]

توبه



[ شنبه 10 مرداد 1394 ] [ 19:30 ] [ FAEZEH PARHIZKAR ]

شازده کوچولو



[ شنبه 10 مرداد 1394 ] [ 19:26 ] [ FAEZEH PARHIZKAR ]

رمز شایستگی

 

روزی جمعی از فرشتگان به صورت غلامانی زیبا

خدمت ابراهیم علیه السلام رسیدند

حضرت پنداشت که آن ها به مهمانی آمده اند

گوساله ای چاق بریان کرد و نزد آنان آورد

و فرمود:

بخورید به دو شرط:

یکی که چون دست به طعام برید «بسم الله» گویید

و دیگر:

چون از خوردن فارغ شوید بگویید «الحمدلله».

جبرئیل امین که در جمع ان فرشتگان حاضر بود گفت:

یا ابراهیم!

شایسته ای که خداوند تو را دوست خود گیرد

و خلیل خود خواند.

 

« کشف الاسرار-ج2-ص711-البصائر-ج1-ص231 »




[ شنبه 10 مرداد 1394 ] [ 19:14 ] [ FAEZEH PARHIZKAR ]

ذهن های کوچک



[ سه شنبه 06 مرداد 1394 ] [ 16:35 ] [ FAEZEH PARHIZKAR ]

محدودیت

 

محدودیتها فقط در ذهن وجود دارند

پس هروقت محدودیتی به ذهنتان رسید

بی درنگ آن را از مغز خود بیرون کنید

 

« آنتونی رابینز »



[ سه شنبه 06 مرداد 1394 ] [ 16:23 ] [ FAEZEH PARHIZKAR ]

تولدت مبارک

 

دوستای عزیزی که امروز تولدتونه 

تولدتون مبارک

انشاالله 120 نه 1200 ساله بشین



[ شنبه 03 مرداد 1394 ] [ 17:38 ] [ FAEZEH PARHIZKAR ]

اسم این گل چیه؟

 

دوستای عزیزم میدونین اسم این گل چیه؟

لطفا اگه میدونین به منم بگین

ممنونم از همتون

قلب



[ شنبه 03 مرداد 1394 ] [ 17:32 ] [ FAEZEH PARHIZKAR ]

انجمن فدک