close
تبلیغات در اینترنت
خلاصۀ مکتب امام صادق (ع) و کتاب های آسمانی

خلاصۀ مکتب امام صادق (ع) و کتاب های آسمانی

عرض کرد:

نخست اینکه دریافتم هر محبوبی، در هنگام مرگ، از حبیب خود جدا می شود.

از این رو تلاش خود را مصروف چیزی کردم که از من جدا نمی شود،

بلکه یار تنهایی من است و آن کار نیک است.

حضرت فرمود: آفرین

...

دوم اینکه مشاهده کردم قومی به تبار خود می نازند و جماعتی به مال و فرزند،

در صورتی که این ها افتخار نیست،

بلکه افتخار بزرگ را در این سخن خداوند متعال یافتم که:

«همانا گرامی ترین شما در پیشگاه خدا پرهیزگارترین شماست»

بنابراین کوشش کردم تا نزد او گرامی باشم.

حضرت فرمود: آفرین

...

سوم اینکه هوسرانی و خوشگذرانی مردم را دیدم

و این فرمودۀ خداوند متعال را نیز شنیدم:

«آن که ازمقام پروردگارش ترسید و نفس را از هوس بازداشت،

بهشت جایگاه اوست»

پس، سعی کردم نفس را از هوس باز دارم

تا بر طاعت خداوند متعال

 

آرام و قرار گیرد.

 

حضرت فرمود: آفرین

...

چهارم اینکه دیدم هرکس به چیزی که برایش ارزشمند است دست یابد،

در نگهداری آن می کوشد و این سخن خداوند سبحان را شنیدم:

«کیست که به خداوند وام نیکو دهد و آن را برایش دوچندان گرداند

و مزدی کریمانه به وی دهد»

و من دوچندان شدن را پسندیدم

و محفوظ تر از آنچه نزد خداست پیزی ندیدم.

بنابراین، هرچیزی که می یافتم و برایم ارزشمند بود آن را به خدا دادم،

تا برای زمانی که بدان نیاز دارم پس انداز شود.

حضرت فرمود: آفرین

...

پنجم اینکه دیدم مردم به روزی هم حسادت می ورزند

 این سخن خداوند متعال را شنیدم:

«ما روزی آن ها را در زندگی این جهان میانشان تقسیم کردیم

 و برخی را بر برخی دیگر برتری دادیم،

تا عده ای، عده ای دیگر را به خدمت گیرند

و رحمت پروردگارت از آنچه آن ها گرد می آورند بهتر است»

بنابراین، به هیچکس حسد نبردم

و برای آنچه از دستم رفته افسوس نخوردم.

حضرت فرمود: آفرین

...

ششم اینکه دیدم مردم در این سرای دنیا

با یکدیگر دشمنی و کینه می ورزند

و این سخن خداوند متعال را شنیدم:

«همانا شیطان دشمن شماست؛ پس شما نیز او را دشمن دارید»

از این رو به دشمنی با شیطان پرداختم

 و از دشمنی با جز او فارغ گشتم.

حضرت فرمود: آفرین

...

هفتم اینکه دیدم مردم در تحصیل روزی،

خود را به رنج و زحمت می اندازند

و این سخن خداوند متعال را شنیدم:

«جن و انس را نیافریدم مگر برای اینکه مرا عبادت کنند،

از آن ها رزقی نمی خواهم

و نمی خواهم که مرا اطعام کنند.

خداست نیرو دهنده و اوست صاحب نیرویی سخت استوار»

و دانستم که وعده و سخن او راست است

و به وعدۀ او اطمینان کردم

و سخنش را پذیرفتم

و به انجام وظیفه ای که در قبال او دارم (عبادت و شناخت) پرداختم

و از به رنج افکندن خود در طلب روزی ای که نزد او دارم

و رساندنش را تضمین کرده است فارغ گشتم

حضرت فرمود: آفرین

...

هشتم اینکه دیدم عده ای به تندرستی خود تکیه می کنند

و گروهی به پول و ثروت فراوان خویش و جماعتی دیگر به امثال این چیزها.

و سخن خداوند متعال را شنیدم:

«هرکس از خدا بترسد، خداوند برای او برونشوی قرار دهد

و از جایی که گمانش را هم نمی برد روزیش دهد

و هرکه به خدا تکیه و توکل کند

خداوند او را بس است»

پس به خدا تکیه کردم و تکیه ام به جز او از بین رفت.

حضرت فرمود:

به خدا قسم که تورات و انجیل و زبور و فرقان و دیگر کتاب های آسمانی

همگی به این هشت مسأله برمی گردند»

 

« میزان الحکمه - ج 8 - ص 107-110 »

 

 



[ یکشنبه 21 تير 1394 ] [ 14:16 ] [ FAEZEH PARHIZKAR ]

انجمن فدک