close
تبلیغات در اینترنت
ساده زیستی چمران

ساده زیستی چمران

یکبار بره ای به افتخار او کشتیم،

وقتی فهمید،

لقمه را از دهان برگرداند و گفت:

مگر رزمندگان گوشت بره می خورند؟

اهل اسرار و راز و رمز بود

و گاهی ساعت ها پنهان می شد

و تنها به شناسایی دشمن می رفت.

نمازش را با عشق و اخلاص می خواند

و در خستگی هم نماز شبش ترک نمی شد.

گاهی در سجده های طولانی آنقدر می گریست

 که تمام لباسش غرق در اشک می شد

با این همه ریالی حقوق دریافت نمی کرد.

پس از شهادت او همسرش آمد تا اثاث به جامانده اش را تحویل بگیرد

فقط یک ساک داشت که در میان آن یک زیرپیراهن کهنه بود.

 

« صد حکایت اخلاقی - ص 16 »



[ یکشنبه 21 تير 1394 ] [ 15:43 ] [ FAEZEH PARHIZKAR ]

انجمن فدک