close
تبلیغات در اینترنت
بهشت، وعدۀ خدمت رسانی

بهشت، وعدۀ خدمت رسانی

 

جوانی وارد مدینه شد

از آن جا که بیکار بود،

به بازار رفت تا شاید بتواند برای خود کاری مهیا کند

اما هرکجا می رفت از او ضامن می خواستند

و چون در آن شهر غریب بود،

هیچکس حاضر نمی شد او را کمک کند و ضمانت او را بنماید

جوان با خستگی بسیار، وارد مسجد شد تا نماز را با جماعت بخواند

از همان دیدار اول، محبت امام صادق علیه السلام بر دل آن جوان نشست

و تصمیم گرفت بعد از نماز، مشکل خود را با حضرت در میان بگذارد

بعد از نماز خدمت حضرت رسید و مشکل خویش را مطرح کرد

حضرت همراه آن جوان به بازار رفت و ضامن وی شد

و او توانست از این طریق صاحب کسب و کاری شود

سپس فرمودند:

ای دوستان! اگر مسلمانی برای خدمت رسانی

و کمک به برادر خود راه افتاد تا مشکلش را برطرف سازد،

قطره عرقی که از پیشانی اش جاری شود،

خداوند وعده کرده که بهشت را بر او واجب ساختم

 

« جوان باش همیشه - ص 18 »




[ پنجشنبه 25 تير 1394 ] [ 15:25 ] [ FAEZEH PARHIZKAR ]

انجمن فدک